از دست غیبت تو شکایت نمیکنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
درمحضر استاد لوری بودیم.وایشان پس از شکایت فراوان که چرا انسانهای عصر جدید اسم ایشان را از ابتدای اسید وبازی که به طور اتفاقی با استاد برونستد کشفیدیده بودند حذف کرده اند داشتند به سوالات ما درمبحث صابونها جواب میدادندو جالب اینکه در اخر فهمیدیم ایشان نیز نمیدانند فرق تری گلیسیرین وگلیسرول چیست.از مبحث امینها و فنل فتالیین ومتیل سرخ و اب کلم سرخ گذشتیم و از آمینهای نوع اول ودوم پرسیدیم.بدون نتیجه به سراغ آن جدول کذایی صفحه 58 رفتیم.جالب اینکه ایشان نیز فرمودند قدرت اسیدهای قوئ ترتیبی ندارد. مابه ایشان خندیدیم وگاج را نشانشان دادیم وگفتیم فکرکردین حرف شما را بر حرف استاداحمدی می ترجیحیم.؟
بعداز کمی مذاکره درمورد اکسایش وتسهیم واتواکسیداسیون به سراغ سلول گانوالی! رفتیم.هیچ نفهمیدیم مث همیشه.
متاسفانه زنگ خورد وما نتوانستیم بیش ازمحضراین استاد استفاده کنیم.
ساعت بعد با استاد گاوس کلاس داشتیم.درمورد بسطهای تیلور سوالاتی پرسیدیم که خون استاد به جوش امد .امپرشان زد بالا ودیگه نفهمیدیم چی شد.
و خلاصه ترجیح دادیم مباحث سریها و نقطه عطف مایل وقایم وکج معوج و...و نقاط رفت وبرگشتی وگوشه و کنایه دار وهمچنین توابع متناوب ومثلثات وحدوپیوستگی وبالاخص بارکرد مشتق و...راببوسیم وکنار بذاریم.
ازاین کلاس فیض کامل بردیم.!
ساعت بعد با استادان ماکسول و بوهر و انیشتین وپلانک کلاس داشتیم.البته ناگفته نماند که بچه های کلاس درخواست داده بودندروزی یکبار با استادان بل و رادرفورد ونیوتن و مرید ایشان کریمشاهی به خصوص این آخری کلاس تست داشته باشند که موافقت نشد.خلاصه بچه ها میخواستند دست به کت شلوار سفید آاقای عبدلی شوند که ایشان هنوز خاطرات سال دوم ما در ذهن داشتندو.....
بعد ازسوالاتی درباب ذره یا موج بودن نور، پیش ولت مخالف وموافق و ممتنع وغنی سازی اورانیوم به این نتیجه رسیدیم که ما در فیزیک هم به جایی نمیرسیم.ده دقه اخر اقای کریمشاهی ونیوتن وارد کلاس شدند.آقای کریمشاهی سوالاتی درباب اینکه چرا قانون جاذبه دربرخی موارد صادق نیست مطرح کردند.نیوتون ناتوان ماند و باز هم فیزیک کلاسیک .....!!
ساعت بعد با ابوالمجد مجدودبن ادم وهمچنین عبدالرحیم بن ابو طالب نجار تبریزی سرخابی وهمچنین خداداد عزیزی ...ببخشید ارجانی کلاس داشتیم.باز هم گیج ومنگ از کلاس خارج شدیم..ناگهان شنیدم یکی صدایم میزد..محبوبه..محبوبه..پاشو...چقدر عرق کردی..
هه .هه..بیمزه
سلام
عید همممممممگی مبااااااااارررررک....
بیاین دعا کنیم..باهم دعا کنیم..باصدای بلند..که قشنگ قشنگ به عرش اون بالایی برسه..
دعاکنیم تو سال جدید کمتر گناه کنیم.کمتر دروغ بگیم.کمتر فقط به فکر منافع خودمون باشیم..یه کم بیشتر به فکر خواهر برادرامون دوستامون همسایه بغلیمون باشیم...کمتر حسودی کنیم..بیایم به جای اینکه از موفقیت دیگران ناراحت بشیم وهمش حرص بخوریم وخودمونو اذیت کنیم سعی کنیم حتی پله موفقیتاشون باشیم..
کمتر به فکر این باشیم که کلاس بذاریم..بیایم دعا کنیم توسال جدید به شخصیت بهتری تبدیل بشیم.
دعا کنیم که امسال ایران عزیزمون سربلندتروپر افتخارتر بشه..امسال از داروی بیماریهای مهلک..رویاناها...مجتمع تولید متانولها...بیشتر داشته باشیم..دعا کنیم امسال خدا رضازاده ها ،ساعیها، حدادیها، کرمیها، روحانیها، بیباکها ....به ملتمون بده..
دعاکنیم جیب اونایی که واقعا نیازمندند پرپول باشه...دعاکنیم...
بقیشو شما بنویسین.
به یاد ما باشید...من و وبلاگم...
به یادتان..نظرهایتان...خوبیهایتان..محبتتان خواهیم بود..
خداحافظ...همین حالا..
پیوست:این آخرین پستی ست که در وبلاگی تحت عنوان بروبچ باصفای فرزانگان گذاشته میشود..نمیدونم..شاید دفه بعد بایه وبلاگ جدید بیام سراغتون...شایدهم همین وبلاگ با یه عنوان دیگه..هرچی اون بالایی بخواد..
هرچی بدی از ما دیدین ببخشین..نمیخواستیم بد باشیم..میخواستیم فقط از خوبیها بگیم..میخواستیم باعث نزدیکتر شدن بچه های مدرسمون بشیم...ولی نشد...