تبليغاتX
بر و بچ با صفای فرزانگان کاشان
حتی یک شاخه از محبوبه های شب هم برای مردنم کافیست
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385
من برگشتم
اول ازهمه تولد امام زمونمون رو به همه شادباش ميگم

بله ما برگشتيم..با يه كوله بار خاطره..

چون وقت ندارم سفرمون رو تو عكسايي كه داداشم گرفته خلاصه ميكنم..اميدوارم از ديدنشون لذت ببريد

ديدن آرامگاه خيام..اونم تو شب..عجب صفايي!!!

اين هم آقاي مهندس..داداشي خودم..كه مث هميشه لباسش مرتب نيست....اگه گفتين دستاش چرا اينجوريه؟خودم ميگم...يه چيزي يعني يه گربه شامبوسگومبولي ناز كوچولو تو دستاش بوده..ولي درست در لحظه حساس عكسبرداري د دررو!!!

 

اين دهكده چوبي(عكس بالا وپايين) تو نيشابور رو ديدين؟خيلي جاي جالبي بود..كلبه هاي چوبي..مسجد چوبي...حمام چوبي..همه چي چوبي...خيلي مناظر قشنگي داشت

 

اين هم تصويري ازخود بنده درحال تماشاي حيوانات جالب باغ وحش...وغرق در تفكر به اين حرف خواهرم كه چرا اونا پشت ميله هاي قفس اند..؟و ما اينور ميله ها؟و رسيدن به اين جواب كه:ماهم مث اوناييم.. اما تو يه قفس بزرگترترتر..نه؟

 

اينهم بابايي بنده..كه يه دنيا يا به قول ستجد هوارتا!!!دوسش دارم...درحال خربزه خريدن!ماشالله قيمت ميوه تو شمال خيلي گرونتر از كاشون بود...

 

اينهم گلهايي زيبا تقديم به همه شما

 

اينهم جاي پاهاي مبارك امام رضا.....آدم با ديدنش حس قشنگي  پيدا ميكنه...نه؟

اينهم تصويري از آرامگاه ساده اخوان ثالث..با ديدنش من كه ياد  آرامگاه سهراب سپهري خودمون افتادم...چرا بايد قرنها بگذره تا ارزش شعرامون رودرك كنيم...وبيشتر براي اونا ارج بنهيم..؟

باغ بي برگي كه ميگويد كه زيبا نيست؟...داستان از ميوه هاي سربه گردون ساي اينك خفته در تابوت پست خاك ميگويد... 

سايه وحيد آقاي ما هم هنگام عكسبرداري افتاده تو عكس!

خوابيدن زير چادر...تويه شب سرد...(شب هوا بس ناجوانمردانه سرد بود)..عجب حالي ميده...

 

اين عكس هم كه ديگه آخر شكار لحظه هاست....اين آهوهه يا خيلي گشنه اش بوده يا خيلي از ما خوشش اومده كه چادر مادر منو گرفته ..و ول هم نمي كنه!!!!شايد هم داره به مادر من ميگه:يالا..پول وده...پول زور وده!!!

همه اينا رو آقا وحيدمون گرفته...به نظرمن كه خيلي قشنگ شده...حيف كه نميتونم بقيه شو بذارم...خيلي ان...

خلاصه خوش گذشت...

از فردا هم بايد مث آدم بنشينم سردرسا...فردا كلاسا شروع ميشه...

ديگه خداحافظ

+ نوشته شده در 0:55 توسط محبوبه.
چهارشنبه هشتم شهریور 1385
من اووووووووومدم!

درختي ميان دو لحظه مي پ‍ژ‍مرد

    اتاقي به آستانه ي خود مي رسيد

         مرغي بيراهه ي فضا را مي پيمود

           و پنجره اي در مرز شب و روز گم شده بود(سهراب)

(خوب بيد؟!)

سلااااااااام.من اومدم... (به ياد خانوم سرافراز)

پوف...پوف...پووووف....خوب...اين از اين..آخه يه عده گفته بودين حسابي اينجا خاك داره مي خوره..اينم از خاكاش...ديگه؟

بعد ازاندك مايه مدتي اومدم..هرچي باخودم ميگم كه بذارم يه دوسه ماهي بگذره بعد آپ كنم..انگار نميشه..يه جورايي رابطه من با اين وبلاگ مث رابطه آقاي نگهداره با تسبيحش!!!

خوب..من اين روزا خيلي بيتابم..آخه همش روزشماري ميكنم جمعه بشه..آخه جمعه قراره راه بيفتيم...اول بريم تهران...برادرمو ورش داريم وبعد پيش بسوي مشهددددددددد...واي خدااااااااا..من چقد ازخودم ذوق دروكردم...

خوب..ديگه..چه خبرا؟خوبين؟خوش ميگذره؟مام خوبيم....ملالي نيست جز دوري شما باصفابروبچ فرزانگاني(تركيب وصفي مقلوب).....

وااااي..بچه ها...مي بينم كه امسال مدرسه مون كولااااااااك كرده!ايول..ايول..دست مريزاد..هم رياضيا هم تجربيا..من خبرازنتايج كلي ندارم..ولي اسامي رتبه هاي بالا رو كه شنيدم خيلي خوشحال شدم..آفرين...

خوب..بگذريم...راستي..چون به اين فكر افتادم كه بار علمي وبلاگ خيلي پايينه تصميم گرفتم چندتاسوال خوشگل فيزيكي براتون بذارم...اگه استقبال بكنين باز هم براتون سوال ميذارم...بچه هايي كه فيزيك دوشونو خوندن وكباده فيزيك مي كشن بايد جواب بدن(كلاس دوميها...بجنبين...وگرنه ممكنه بعضيها بعضي فكرا به سرشون بزنه كه  ...):

سوال اول:فرض كنيم (فقط فرض كنيم )من دارم جعبه اي رو برروي زمين با نيروي ثابت اف ميكشم.زاويه طناب تو دستم با افق چقد باشه تا جعبه حداكثر شتاب ممكن رو بگيره؟آيا اين زاويه به ضريب اصطكاك جنبشي سطح بستگي داره؟

سوال2:نيروي متوسط لازم براي متوقف كردن يك گلوله درحال سقوط آزاد:

الف)بيشتر ازوزن گلوله است

ب)كمتر از وزن گلوله است

ج)برابر وزن گلوله است.

چرا؟

سوال3)كداميك از اين حركتها شتابدارند؟

1)حركت الكترون به دور هسته2)حركت زمين به دور خورشيد3)پايين آمدن گلوله اي با سرعت ثابت روي سطح شيبدار4)جسمي كه با سرعت ثابت روي مسير دايره اي دور ميزند(ممكنه چند گزينه درست باشه..مث سوالاي آقاي شاطري)

سوال آخر:جسمي باسرعت ثابت روي سطح شيبداري كه زاويه شيب آن تتا است به پايين مي لغزد.وقتي به پايين رسيد انرا دوباره با سرعت وي صفر به سمت بالا پرتاب ميكنيم.آيا به پايين برخواهد گشت؟چرا؟

 

در مورد دبيرا هم نميدونم چه تصميمي گرفته شده...ولي فكر نميكنم كسي به حرف ماها گوش داده باشه...آخه..ديگه چه كار ميتونيم بكنيم؟

 

خوب...درمورد نظراتي هم كه افراد داده اند چيزهايي تو قسمت نظرات همون قسمتا مينويسم...خواستين برين بخونين..البته ميدونم كه نگفته اينكارو همتون انجام ميدين...حتي ميدونم خيليا صفحه كامنتا رو فقط براي اين باز ميكنن كه نظر بقيه رو بخونن وبه خودشون زحمت كامنت دادن نميدن(اصلا منظورم جفري نيست هااااا)

خداحافظي....

+ نوشته شده در 0:31 توسط محبوبه.