تبليغاتX
بر و بچ با صفای فرزانگان کاشان
حتی یک شاخه از محبوبه های شب هم برای مردنم کافیست
دوشنبه نوزدهم تیر 1385
پییششششششش دانشگاهی

دست من در رنگ های فطری بودن شناور شد:

پرتقالی پوست میکندم

شهر در آیینه پیدا بود

دوستان من کجا هستند؟

روزهاشان پرتقالی باد!

 

سلام...معذرت..بابا ..معذرت..خوب ..ببخشید که خیلی وخته نبودم...ولی شما دوستان عزیز هم که  ما رو از نظراتتون بی بهره ساختین..باشه..باشه..

میدونین...دیگه ماها بروبچ پیشی(پیششششششششش دانشگاهی..) شدیم..و این روزا هم که همش تو مدرسه ایم.کلاس تست..معلما عموما عالیند(همانطور که میدونین عموما یعنی استثنا هم داره..مث وقتی که میگیم  فلزات واسطه عموما دیر ذوب اند)

خوب...حالا میخوام در مورد چندتاشون صحبت کنم..حالا تفسیر اون استثنایون با شما..

خوب..راستش..یکی از دبیرامون هست که حرف نداره...خوش اخلاق...مهربان..دلسوز...سرجاش شوخی میکنه..صمیمی...از نظر درس دادن هم خوب نکته ها رو میگه...خوب ..این شخص کیست؟بله..استاد کریمشاهی...گاهی وقتا به شوخی به بچه ها میگه:دانشگاه ابرقو رشته آبیاری گیاهان دریایی به روش قطره ای به امیدخدا قبول میشین!

یه دبیر دیگه هم داریم..آقای شاطری..آرام و باطمانینه نکته ها رو میگه..ولی به نظرم خانم برادران نکته ای تر کار میکردن..ولی ایشون از نظر تدریس و حالی کردن مفاهیم کارشون خیلی درسته...چندبار هم از دست بچه ها ناراحت شدن ونصیحتمون کردن...ولی ..بچه های مارو که میشناسین..خیلی زور بزنن سرکلاس بلند قهقهه نزنن..و بعبارتی این حرف اوناست که " تموم زندگی روازمون بگیرین.. چیپس وپفکو ازمون بگیرین...انرژی هسته ای رو ازمون بگیرین.حسابان (مجاز..اگه گفتین مجازش چیه؟)رو ازمون بگیرین!!!..ولی.. توروخداحرف زدنو ازمون نگیرین"

دبیر بعدی..یه فردی به نام حاج آقا...(آقای نگهدار)..که فکر کنم اگه دو لفظ "حاج خانوم" و "چیچی شده؟" رو ازش بگیرین دیگه نتونه حرف بزنه.....ایشون سوالات رو خوب وتند حل میکنیم!!!(عدم تطابق نهاد جدا وپیوسته)(آخه همه سوالا رو خودمون پا تخته حل میکنیم)...یه جورایی هم دوس دارن به بچه های مابگن که" شما خیلی فکر میکنین دانشمند وعلامه دهرین!"ولی به خدا اگه ما سرکلاسش ادعایی کرده باشیم یا ازخودمون تعریف کرده باشم که آره:ماتیزهوشیم ....

دیروز هم یه رفتاری کردن که به نظرم اصلا درست ودر شخصیت ایشون نبود...خوب..دبیر حق داره وقتی دانش آموز شوخی بیمورد میکنه یا حرف نابجا میزنه داد سرش بزنه ولی..وقتی یکی یه سوال خوب پرسیده فکرنمیکنم حق داشته باشن تو ذوق کسی بزنن...هرچند که آخر جلسه از بچه ها وبه خصوص اون"حاج خانوم"عذرخواهی کردن..ولی عذرخواهیشون اصلا بوی عذرخواهی نمیداد.

گاهی وقتا هم شوخیای بامزه ای میکنن..مثلا همین امروز..من  پاک کن و مداد سربیمو رو میزم گذاشته بودم..اومد ومدادسربی وپاک کنم رو برداشت..کارش داشت..رفت رو صندلیش نشست...بعد از چند دقیقه بدون اینکه چیزی نوشته باشه مدادسربی رو بهم پس داد و گفت :اتودش(احتمالا منظورش سرب بوده)زیاده!مواظب باش نریزه! من هم که منظورشو نفهمیده بودم ودرعجب بودم که چه جوری ممکنه سربش بریزه  نگاهی به اتودم کردم و فشارش دادم تا ببینم چه جوریه؟دیدم ای دل غافل..دریغ ازیه اپسیلوم سرب...!!!آقا..منو میگی در حالیکه شرمنده بودم میخواستم پقی بزنم زیر خنده!!ولی از اونجایی که معمولا قهقهه زدن رو درست نمیدونم جلو خندمو گرفتم ..... آقای نگهدار هم برگشت ببینه الان چی میگم..دید ..دارم زیرزیرکی میخندم..خلاصه..خیلی جالب بود.

آقای دادار و اذر پیوندهم خوبن..سلام میرسونن!

...تابستونیه هم مدرسه ما مث همیشه پر از علاقه مند به تحصیله...تازه از دبیرستانای دیگه هم چند تا مهمون داریم توکلاسمون...

دومامون هم تازه میان..کلاسای فیزیک وریاضی وکامپیوتر...بیچاره ها..تابستون هم باید درس بخونن...

 خدافظ

 

 

+ نوشته شده در 14:26 توسط محبوبه.