تبليغاتX
بر و بچ با صفای فرزانگان کاشان
حتی یک شاخه از محبوبه های شب هم برای مردنم کافیست
شنبه بیستم خرداد 1385
عنوان نداره...

پروفسور هشترودی:"دکارت می گوید:من می اندیشم،پس هستم!من می گویم:من هستم ، پس می اندیشم"

 

سلام.همون طور که بهتون قول داده بودم میخوام در مورد بهترین دبیرا بنویسم:

خوب...

بهترین دبیر از لحاظ تدریس اصولی و دقیق :جناب آقای صحیحی/ سرکار خانم روزبه

پر حرف ترین دبیر:جناب آقای خالقی /سرکار خانم شهیر

مظلوم ترین دبیر: جناب آقای عموحسنی/.سرکار خانم پیغمبری

خوش اخلاق ترین دبیر:سرکار خانم روزبه

بهترین دبیر از لحاظ سخت نگرفتن به بچه ها: سرکار خانم اسلامی

پر حوصله ترین دبیر:سرکار خانم حسینی/سرکار خانم پیغمبری

بی مسئولیت ترین دبیر:جناب آقای اخوان

نصیحت کن ترین دبیر:همان

فمنیست ترین دبیر: سرکار خانم شهیر

پلی کپی ترین دبیر:همان

بهترین دبیر از لحاظ فن بیان: سرکار خانم روزبه/سرکار خانم نعناکار

بداخلاق ترین دبیر:شما بگید!

صمیمی ترین دبیر: جناب آقای خالقی/جناب آقای زاهدی(البته قسمتای آخرش...)

با شخصیت ترین دبیر: سرکار خانم روزبه/جناب آقای زاهدی

 

تا چه حد موافقین؟

حالا در مورد بهترین دبیر شما نظر بدین..بهترین دبیرمون در این سال تحصیلی کی بود.(من از حالا میدونم جواب وحیده چیه)

ولی به نظر من اگه درس دادن دبیرا مث اقای صحیحی اصولی نکته ای کنکوری و اخلاقشون مث خانم روزبه  خوب و خوش بود عالی میشد..

 

خوب..حالا نظرتون در مورد این تصویر چیه؟میشه برداشتتون رو بنویسین چه طنز و چه جدی.....میخوام تو پست بعدی  نوشته ها ونظراتتون رو در مورد این تصویر بذارم..پس سعی کنین جالب باشه

 

 

 

+ نوشته شده در 13:43 توسط محبوبه.
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385
من چه سبزم امروز!

 سلام......

گرومب...

می دونین این صدای چی بود...؟نمی دونین؟خودم میگم..

17 سال پیش د ر شونزدهم خرداد سال شصت وهشت  دو تا بچه کوچولو موچولوی شا مبوسگومبولی ازاون بالا  شترق افتادن رو زمین !و از این گنجشکا بالا سرشون شروع به چرخیدن کردن! خوب صدای گرومب هم از اینجا بود دیگه!!!

گذشته از شوخی یکی از این دو نفر من بودم...(نفر دوم رو هم بعدا میگم) بله...

*************************

چی میگی؟یعنی به این زودی هفده سالت شد؟نه بابا.. جدی که نمیگی؟آ...شوخی میکنی؟.. سربرسرم نذار محبوبه!..ا...همین پریروز بود که همش زارزار گریه میکردی و ازم عروسک میخواستی.. ا..اا..همین دیروز بودکه مواظبت بودم نکنه دستاتو از دستم بیرون بیاری و بری گم وگور بشی!! ...همین دیروز بود که تا به حرفم گوش نمیکردی بهت میگفتم به آقا غوله میگم بیاد بخوردت..ا..همین دیروز بود که هی میخواستی بری گل بازی کنی و نمیذاشتم! ....ا..همین دیروز بود که برا رفتن به مدرسه لحظه شماری میکردی...

*************************

آره..خلاصه...چه قدر زود لحظه ها میگذرن..چشماتو روهم بذاری بزرگ شدی!ولی کوچیک بودن یه عالم دیگه ایه...دنیای پاکی وسادگی وبی آلایشی...هیچی مث اون زمان نیست..

خوب..یالا باشین...بهم بگین تولدت مبارک...زود باشین دیگه!!منتظرم ها!

 

 

*********************

حالا اون دومین بچه کی بود؟

اون یه دختر خانومی بود ام البنین نام..یه همچین روزی خدا به مامانش هدیه اش داد....17 سال بعدش تقدیر خدا این بود که مامانه بره پیش خدا...تقدیر خدا این بود که جشن تولد هفده سالگی اش بدون مامان خانوم باشه...

 

نمی دونم...نمیدونم..فقط دوست دارم ...دوست دارم به ام البنین بگم: تولدت ...تولدت مبارک...

**************

من چه سبزم امروز! ..و چه اندازه تنم هشیار است!...نکند اندوهی سر رسد ازپس کوه..چه کسی پشت درختان است؟...هیچ ..میچرد گاوی در کرد...ظهر تابستان است...سایه ها میدانند که چه تابستانی ست...سایه هایی بی لک...گوشه ای روشن وپاک...کودکان احساس!جای بازی اینجاست..زندگی خالی نیست:...مهربانی هست.سیب هست.ایمان هست...آری...تا شقایق هست.زندگی باید کرد...

+ نوشته شده در 12:35 توسط محبوبه.
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385
خود وشایستگی هایت راباور کن

 

Within you is a spirit

  Capable of touching the stars

Within you is the ability

   To achieve your goals

    And make your dreams come true

Don’t listen to the others

   Or fear competition

      Or worry about wrong choices

In every experience

   There is wisdom

   To be gained.

Have faith in yourself

   And move ahead with confidence

   Believing that you will full fill your potential

      As the unique person

              You were created to be.

 

+ نوشته شده در 12:29 توسط محبوبه.
یکشنبه هفتم خرداد 1385
چگونه نبودنت را باور کنم؟

هوالباقی

خبردار شدیم  مادر دوست و همکلاسی خوبمون در اثر حادثه ای نادر به ملکوت اعلی پبوستند.......از طرف همه بچه های کلاس مصیبت وارده را به ام االبنین عزیز تسلیت میگویم.. از خدا میخواهیم که روح آن عزیز از دست رفته را قرین رحمت خود گرداند..و به ام البنین  وخانواده مصیبت زده اش صبر عطاکند...

ام البنین عزیز. ..مارا درغم خود شریک بدان 

چ

بی مهر رخت روز مرا نور نمانده ست                       وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده ست

هنگام وداع تو زبس گریه که کردم                             دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده ست

میرفت خیال تو ز چشمم و میگفت                              هیهات ازین گوشه که معمور نماده ست

وصل تو اجل را زسرم دور همیداشت                           از دولت هجر تو کنون دور نمانده ست

صبر است مرا چاره هجران تو لیکن                      چون صبر توان کرد که مقدور نمانده ست؟

در هجر تو گر چشم مرا آب روانست                          گو خون جگر ریز که معذور نمانده ست

+ نوشته شده در 13:23 توسط محبوبه.
پنجشنبه چهارم خرداد 1385
امتحان نهایی

سلام.. بچه های سوم که امتحان نهایی دین و زندگی رو به عنوان اولین امتحان دادن و نمیدونن جواباشون درسه یا نه میتونن به آدرس زیر سر بزنن وجوابشو ببینن

کلید امتحان نهایی زبان فارسی رشته ریاضی و تجربی

سوالات امتحان نهایی حسابان

سوالات امتحان نهایی هندسه

ضمنا به این لینکها هم سری بزنین..البته خیلی هم جالب نیست ..ولی برا خودم جالب بود

معدل دانش اموزان فرزانگان امین اصفهان(بعد این خانوم اعتصام همش میگه معدل بالا یعنی ادم تیزهوش نیست!)

سایت دبیرستان تیزهوشان پسرانه اصفهان

سایت دبیرستان خودمون

............................

اینم یه لینک برای آشنایی با رشته های دانشگاه:

معرفی رشته ها

همکلاسی

شما هم اگه آدرسی در اینباره دارین خوشحال میشم بنویسید تا استفاده کنیم.

...................

حالا یه سوال:به نظر شما چرا ماه یا ماهواره ها با وجود جا‌به رو زمین نمی افتن؟

 

 

 

+ نوشته شده در 13:11 توسط محبوبه.