سلام..سلام..امروز واستون يه چيز جالب دارم...كاريكاتوري كه اين زير ميبينين رو "وحيده" كشيده...واقعا كه دست مريزاد..بابا..خلاقيت...بابا...استعداد..بابا..كاريكاتوريست...
اگه دقت كنين متوجه ميشين كه وحيده كلاسمون روكشيده و جالب اينه كه همه رو دقيق و باتوجه به خصوصياتشون كشيده به طوريكه وقتي اونو تو كلاسمون زد همه دورش جمع شدن و با نگاه كردن به هريك مي فهميدند كه كدوم كاريكاتور كيه؟
حالا اگه گفتين من كدومم؟مطمئن باشين كه نمي تونن بگين...يه راهنمايي بكنم كه من تواين عكس يه خصوصيتي (چه خوب چه بد ...خودتون قضاوت كنين)دارم كه بقيه ندارن و ميز اول سر ميز هم مي نشينم (هم مدرسه اي اول 101.. اينم واسه تو كه ديگه نگي راهنماييت نكردم كه منو بشناسي)
اين دختري كه اون بالاروسر يكي ازبچه ها واساده خود وحيده است...داره ميگه:يا اب الفضل(آخه تكيه كلامشه)...خواهرا ساكت...ما مشتق بلديم!!!(اين قضيه مشتق هم خيلي باحاله...فقط اينو بگم كه هميشه سر كلاس آقاي خالقي وحيده ميگه ما مشتق بلديم..آخه پارسال يه چيزايي ازمشتق يادمون دادن...ولي خوب همشو نگفتن...مام سركلاس وقتي مثلا به يه مسئله پيچيده بر ميخوريم..ميگيم آقا ... نميشه اينو از راه مشتق حل كرد!!!)
**I wish you the best of luck**
پيرو بحوثي (جمع بحث!!!)كه درمورد معلما داشتم حالا به آقاي خالقي ميرسيم:
آقاي خالقي ..دبير رياضيات ..فوق ليسانس رياضي از دانشگاه كاشان...ازخصوصيات اخلاقيش خوش برخورد ودرعين حال جدي...از درس دادنش بگم..تاحالا كه خوب بوده...ودروس رو خوب حالين بچه ها ميكنه...مثول (جمع مثال!!! خانم پيغمبري اگه گيرم بياره حسابي حالمو جا مياره!!)زيادي سر كلاس حل ميكنه...از ساده تا مشكل...به قول خودش المپيادي درس نميده ...فقط كنكوري درس ميده و هدفش آماده كردن دانش آموز برا كنكوره...
از تكيه كلامش بخوام بگم ايناست: اجاااااااازه..اجاااااااازه..حالا من بگم...يه روزي تو يه مسجدي....(آخه روزي نيست كه برامون خاطره تعريف نكنه بيشتر خاطره هاش هم تو مسجد وبالا منبر اتفاق مي افته...به طوريكه يه روز كه خاطره شو تعريف كرد ودر مورد يه شير ه بود نيلوفر بهش گفت :آقا..ايندفه خاطره تون تو مسجد نبود!!!آقاي خالقي هم خودش خندش گرفت...)
ديگه اينكه هميشه كه ميخواد بياد تو كلاس كنار در بيرون كلاس ترمز! ميكنه چند ضربه به در ميزنه وبعد مياد تو...بعدش هم دستاش رو روبه بچه ها يكي دومتر پايين بالا ميكنه..!!!!يعني اينكه بنشينين..اونوقت نه سلامي نه عليكي..در واقع سلام عليك و بفرما گفتنش تو همين حركت پيچيده و عمودي دستاش خلاصه ميشه..!!
وحيده پريروزا داشت همين كاراشو تقليد ميكرد..چه قدر خنديديم...
بعد از اينكه مياد تو كلاس سريع ميره پاتخته و گچ رو دست ميگيره و د برو كه رفتيم..تند وتند مساله ميگه و حل ميكنه...ديگه اون روز اگه به قول وحيده بنزين بدون سرب هم زده باشه ديگه واويلاست...!!!
چند روز پيشا من يه مساله در مورد حدها داشتم...وچون معمولا هميشه من تنها كسي هستم كه ميرم پيشش وازش يه سري مساله مي پرسم ديگه روم نبود كه برم پيشش ...به خاطر همين به وحيده گفتم هر وقت زنگ تفريح خورد برو اين سوال رو ازش بپرس..بعد از اينكه زنگ خورد مث هميشه استاد كيفشو جم و جور كرد واز كلاس مي خواست بزنه بيرون..كه وحيده صداش كرد ..اولش نفهميد واز كلاس رفت بيرون..ولي انگار سريع متوجه شد كه وحيده صداش ميكنه برگشت دم كلاس...وحيده رفت پيشش..بعد از اينكه وحيده برگشت پيشم(چه قدر پيشم پيشش كردم..ياد خانم پيغمبري افتادم اون موقعي كه همش گير ميداد!!) و جواب مساله رو كه برام قانع كننده هم نبود بهم داد گفت كه عجب آدميه.. وقتي رفتم پيشش مي خنديد..فكر ميكنه هر كاري ميكنم خنده داره!!!!(آخه هميشه وحيده باحرفاش يه ملت رو ميخندونه)
بعد هر وقت هم ميخواد يكي رو پاتخته كنه به بچه ها نگاه ميكنه وبعدش يك بخت برگشته اي رو انتخاب ميكنه ودستش رو در حالي كه انگشت اشاره اش رو به سوش نشانه رفته رو به اون ميكنه و بعد دستاش رو روبه خودش جمع ميكنه!!!عجب حركت پيچيده اي!!!واقعا كه اين انسان عجب مخلوق پيچيده ايه!!
چند روز پيشا هم كه درسمون در مورد حد بود (درس به اين مهمي رو كه تو امتحان ترم 9 نمره داره تو دوهفته سروتهشو هم اورد..مانفهميديم كي شروع شد و كي تموم؟)داشت در مورد بي نهايت مي گفت كه در اينگونه موارد كه حد برابر بينهايت ميشه ميگيم حدش وجود داره ولي موجود نيست!!!(آخه يكي نيست اين وسط بگه كه چيزي كه هم وجود داره هم نداره چه موجود!! خارق العاده اي ميتونه باشه؟!!!) (ادامه حرفاي استاد:) مث خدا كه وجود داره ولي موجود نيست ودر دسترس نيست. اونوقت وحيده گفت: كي ميگه آقا؟ خدا هميشه تو دسترسه..خدا هيچوقت خطش اشغال نيست...!!!!!!
چند روز پيشاسر كلاس آقاي زاهدي كه تازگيا خيلي خوش اخلاق شده ايشون گفتن كه شماها نمي دونين كه سر كلاساي من چه جوريه.برين از بقيه بپرسين تا بفهمين!بعد مونا ووحيده گفتن :"پرسيديم.ميگن سركلاستون نفس كسي در نمياد."بعد آقاي زاهدي گفتن:"اينجوريام نيست ولي سركلاسام كسي حرف نميزنه و همه گوش ميدن.من مطمئنم كه اگه كامپيوتر يه درسي بود كه تو كنكور ميومد همتون گوش ميدادين وحرف نمي زدين."بعد بچه ها گفتن:"نه..شما سر بقيه كلاسامون كه نيستين كه ببينين ما كلاسو ميذاريم رو سرمون...مثلا سركلاس حسابان...اينقدر شلوغ ميكنيم كه دبيرمون(استاد خالقي)هميشه با چشماي پراز اشك كلاسو ترك ميكنه!!! "(آقا..اينقدر خنديديم كه نگو...واقعا هم همين طوره..فكر كنم هر جلسه كه استاد خالقي ميان سر كلاسمون يه صدتا صلوات نذر ميكنن كه سالم از كلاس برن بيرونو وضربه مغزي اي چيزي نشن!!!..ولي خداييش..يه معلم بايد يه كم جذبه داشته باشه تا بتونه بچه ها رو ساكت كنه...) بعدش هم گفتن:"اگه ميخواين برين از دبير حسابانمون بپرسين.."
بعد يكي ازبچه ها گفت: "نكنه حالا اشتباهي برين از دبير جبرمون بپرسين!"آقاي زاهدي گفتن :"چرا؟ "بچه ها گفتن :"آخه سركلاساش چون همه ازش يه كم ميترسن نفسشون درنمياد...!!"
ولي گذشته از اين آقاي خالقي خيلي براي اينكه بچه هاباانواع سوالات رياضي آشنا بشن تلاش ميكنه...وتاحالا بچه ها ازش(از درس دادنش وهمچنين اخلاقش و نه از امتحانا..هرچند تا حالا من كه مشكلي با امتحاناش نداشتم..خوب..خدارو شكر!!)راضين.تونظرسنجي وبلاگم هم با كسب شصت درصد آرا(سه نظر از 5نظر...ماشاله همه دنيا مث اينكه تونظرسنجي من شركت كردن كه اينقد تعدادشركت كنندگان بالاست...بيخود نيست سرعت بالا اومدن وبلاگم پايينه ...به خاطر هجوم افراد براي نظر دادن در اين نظرسنجيه!!!!!!)از بقيه پيشه.
پيوست:
(وحيده بخونه..!:خونوادت خير تو روميخوان..به حرفاشون گوش وگير ببين چي ويگولنزج...)
(خانواده وحيده بخوانند...! :با هوش وذكاوت وآينده نگري كه من در وحيده ديدم خودش به فكر همه چي هست..شما نگران نباشيد...
ضمنا ما كوچيكترازاونيم كه كسي روراهنمايي كنيم...)
(حالا به نظر شما من اين وسط طرف چه كسي رو گرفتم؟وحيده يا خانوادش!!!!!؟خانوادش يا وحيده؟!!!!!!!!!!!!!)
سلام به همگي.بعد از مدتي دوري ازاين وبلاگ دوباره دارم باشما مي حرفم.
(بابا...مثبت..!)++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
اول از همه اينكه:اي هم مدرسه اي كلاس اول101 گوش وگير ببين چه بت وگوام.يا مياي خودتو معرفي ميكني يا خودم ميام شناساييت ميكنم و حالتو ميگيرم...بابا..چند بار بهت بگم لااقل بااسم كوچيكيت نظر بده كه من بتونم بشناسمت.د رمورد اون چيزي كه نوشته بودي باهات حرف دارم...پس اگه نميخواي اسمتو اينجا بگي لااقل بيا كلاس ما خودتو معرفي كن..
دوم اينكه تقريبا 10 روزي ميشه كه صديقه جان به كلاس اومدن .خيلي خوب خودشو رسونده بعد از يه ماه غيبت.اصلا كلاس انگار گمشدشو پيداكرده .خيلي خوشحالم كه برگشته.(من خودم شخصا خيلي از صديقه خوشم مياد و دوسش دارم..)
موضوع بعدي اينه كه بابا جان بريد تو نظرسنجي شركت كنين...اخه بعد يه ماه پنج تا نظر والله خجالت داره...يه كم اكتيو باشين...
چهارما ...ميخوام بگم كه چقدر بچه هاي ما امسال آزمونارو شركت ميكنن.!!.ماشالله همشون يه آزموني شركت كردن...ولي من كه اعتقاد دارم امسال فايده اي نداره كه تو آزمون شركت كنيم...بخصوص اينكه خود مدرسه هم آزمون انرژي اتمي برامون گذاشته..من واقعا از مسئولان مدرسه براي اينكه هرسال سعي ميكنن بهترين آزمونا رو برامون بذارن تشكر ميكنم...
درادامه بايد بگم به نظر من اگه بچه ها خيلي دوست دارن حسابي از حالا برا كنكور آماده شن به جاي اينكه اينهمه وقتشونو برا آزمون دادن و كلاس تست و ...اين جور چيزا بذارن بايد درساي امسال رو خوب ياد بگيرن ودر عين حال تستاش رو خودشون بزنن...من كه خودم همين كارو ميكنم...به خصوص در مورد فيزيك وعربي و حسابان..البته درمورد حسابان بيشتر سوالات غير تستي و مشكل واعصاب خوردكن!!! روحل ميكنم....
بعدشم اينكه بعضي از بچه ها اينقدر اصرار دارن جمعه!! ها كلاس فيزيك يا شيمي بذارن برامون آخه فكر كردين كه با اين كار ديگه هيچ وقتي براي كار كردن اضافه تو خونه برامون باقي نمي مونه...حتي همون كلاس فيزيك وشيمي كه ميخواين جمعه ها باشه در صورتي موثره كه در عين اون كلاس خودمون هم تو خونه اون نكات گفته شده رو كار وتمرين كنيم...خوب اگه هيچ وقتي برا اينكار نداشته باشيم اين كلاسا هيچ نتيجه اي جز وقت تلف كردن نداره...اگه ازمن بپرسن كه باگذاشتن كلاس اضافه شيمي يا فيزيك تو جمعه يادرطول هفته موافقي ميگم نه...چون تو اون دوساعتي كه معلم سركلاس مثلا 10 تاتست حل ميكنه من خودم توخونه 50 تا تست رو حل ميكنم.
به نظر من هركس بخواد درس بخونه بدون اين تشكيلات و كلاساي اضافه هم ميخونه...حتي اگه تيزهوشان نباشه..خوبم ميخونه...كاربه كلاس اضافه نداره...وكسايي كه ويگولنزج(ميگن) ماتو خونه وقت نداريم تست بزنيم ودرعين حال هي ميرن دفتر و به مسئولا ويگولنزج(ميگن )كلاس تست برامون بذارين بايد برن يه فكري به خاطر اين تضاد گفتاريشو بكنن...كه وقتي خانم شهير سركلاس ميگه خودتون برين پي سوالات اضافه و تمرين بيشتر ..ويگولنزج(ميگن) اصلا وقت نميكنيم درساي خودمونو بخونيم چه برسه به تمرين اضافه كار كردن ...جالبه كه بعدشم هموناويگولنزج( ميگن) هروقت مدرسه برامون كلاس اضافه بذاره چه شب ..چه روز.. چه جمعه.. چه در طول هفته.. ما وقت داريم و مياييم!!!!!!!!!
(البته روي سخن من با هيچ شخص خاصي نيست و نظر همه بچه هاي كلاس محترمه..ولي اين نظرات چه درست چه غلط عقيده من بود..خواه از سخنم پند گير خواه ملال...)
Remember:
One percent of نبوغ is ذاتي and 99 percent of that is اكتسابي
(فكر نكنين انگليسي كلمات نبوغ و ذاتي و اكتسابي رو نميدونم...خوبم ميدونم.بذارين يه كم فكر كنم....نبوغ چي ميشد...
اهان اين ميشه:
)One percent of genius is natural and 99 percent is acquired.
*****************************************
پيوست:
چند نفر از خوانندگان وبلاگم دعوام كلدن!!باشه...بابا..چرا مي زنين... من زبون خوش حاليمه...لينكا رو برميدارم...به يك شرط كه اولا: تو قسمت نويسنده جا خالي ياxxxنذارين..لااقل من بدونم اين كه نظر ميده از بچه هاي خودمونه يا نه؟ دوما:بازم بايد بياين و در مورد نوشته هام نظر بدين.سوما:هرپيشنهاد يا انتقاد ديگه اي داشتين بگين.ياحق
****************************************
چندروزپيشا برادرم سي دي كارتون داستان كوسه رو خريد تا ببينيم.كلا برادرم تو خريد كارتوناي ناب مهارت داره.از شركت هيولاها و درجستجوي نيمو و داستان اسباب بازيها بگير تاهمين شرك 1و2.حالا هم اين داستان كوسه.به نظرم اين كارتون هم خيلي جالب بود و لي خوب به پاي شرك نميرسيد.
يادش بخير يه زماني باديدن كارتوناي پلنگ صورتي وميكي ماوس و دانلدداك ذوق ميكرديم .ولي حالا ديگه شكل كارتونا عوض شده.كمپانيهاهركدوم سعي ميكنند كه سروشكل كارتونشون از شركتاي رقيب خوشگلتر باشه.برنامه هاي كامپيوتري اين فرصت روبه اونا داده تا هر روز كارتوناي باحالتري بسازن.واقعا كي فكرشو ميكرد كه يه روز كارتونايي مثل مورچه ها و فرار جوجه اي و شرك و درجستجوي نيمو
و …ساخته بشن كه اينقد كيفيت تصويراشون خوب باشه.
همين داستان كوسه رو كمپاني دريم وركس ساخته .همون شركتي كه استيون اسپيلرگ راش انداخته و يكي از اصليترين سازندگان كارتونهاي كودكان و نوجوانانه.نشانه اين شركت رو حتما اول بعضي كارتونا ديدين:پسري كه بابادكنك تا آسمون ميره و همونجا مي نشينه و قلاب ماهيگيريش روباز ميكنه

داستان اين كارتون 94 دقيقه اي درباره يه ماهي شامبوسگومبولي كو چولوي پرحرفه
به اسم اسكار.اسكار كوچولو از اون بچه هاييه كه زياد فكر ميكنه و همه فكراش صرف اين ميشه كه آينده رو اونجوري كه دوست داره تو ذهنش بسازه.او براي اينكه به هدفش برسه حرفايي كه تو ذ هن داره به زبون مياره و بزرگترا از اون ميخوان كه مثل ماهي كوچولواي ديگه سرش به كار خودش گرم باشه.ولي گوش اسكار به اين حرفا بدهكار نيست.برا همين هم درگير يه ماجراي بزرگ ميشه
.ماجرايي كه ربطي بهش نداره .در يكي از گردشاي روزانه موقعي كه ماهي شامبوسگومبولي داستان ما دنبال راه حلي براي رسيدن به آرزوهاي بزرگ خودش بوده با دوتا كوسه برخورد ميكنه.
اين دوتا كوسه برادر اند و اسمشون لني و فرانكي ست.اونا بچه هاي دون لينو هستن يكي از سردسته ها و پدرخوانده هاي زير آب.فرانكي كوسه بي رحميه.ولي لني شباهتي به او نداره وخوردن گياه رو به گوشت ترجيح ميده.مشكلات اسكار از روزي شروع ميشه كه فرانكي دنبالش ميكنه و بعد از يك تعقيب و گريز لنگري به سرش ميخوره و به نظر ميرسه كه مرده.لني هم بعد از ديدن اين صحنه غيبش ميزنه.اسكار كه حس ميكنه وقت مناسبي گير اورده كه توجه ديگرون رو به خودش جلب كنه داستان رو طوري برابقيه تعريف ميكنه كه انگار همه چي زير سراون بوده.همه مسئوليتا رو قبول ميكنه و اون شهرت و ثروتي كه تو ذهنش داشته كم كم به واقعيت تبديل ميشه.ماهياي ديگه لقب قاتل كوسه رو به اون ميدن
و دو ماهي ماده به نامهاي لولا و انجي ![]()
سعي ميكنن با اسكار مهربونتر باشن.اما هنوز يك مشكل حل نشده هست دون لينو كه ماجرارا شنيده ميخواد انتقام خون پسرشو. بگيره
……(بقيه شو ديگه برين ببينين)

اگه تاحالا اين كارتون رونديدين و دوست دارين ببينين بهم بگين .ميتونم براتون بيارم تا ببينين.البته زيرنويس فارسي نداره ها…
راستي امروز آقاي ایکس سرکلاس عجب حالگيري اي كردها![]()
...واقعا كه ..![]()
راستی امیدوارم تمام طاعات وعباداتون بخصوص تواین روزای عزیز مقبول درگاه الهی قرار بگیره
